اگر چه او بیش از 100 سال پیش کتابدار بود، اما مری لمیست تیتکام الهام بخش کار کاترین میلر، کتابدار NIST بود. هر دو زن علاقه زیادی به ارائه کتاب و دانش به عموم دارند.
اعتبار: R. Wilson/NIST
هیجان پیدا کردن یک کتاب جدید – چه چیزی می تواند بهتر باشد؟ در کودکی هیچ چیز هیجان انگیزتر از قدم زدن در کتابخانه و کشف ماجراجویی بعدی من نبود.
خوب، این تا زمانی بود که متوجه شدم کتابخانه ها می توانند برای من کتاب بیاورند. در یک ون! به محله من! حالا این هیجان انگیز بود.
چند دهه به سرعت به جلو رفتم و خودم را در مقطع کارشناسی ارشد و در حال تحصیل در رشته علوم کتابداری دیدم.
در درسی درباره فراهم کردن دسترسی و دسترسی به جوامع، با کتابداری آشنا شدیم که ایده ارائه کتاب به مردم از طریق اسب و کالسکه را مطرح کرد – مری لمیست تیتکام. در سال 1905، آن را واگن کتاب نامیدند.
امروزه بیشتر به عنوان کتابموبیل شناخته میشوند. من را به اولین باری برگرداندند که در یک رویداد محله ای ون پر از کتاب را دیدم، با کتابدارانی که منتظر بودند تا به من کمک کنند یاد بگیرم و کشف کنم. حالا همه چیز منطقی بود. به همین دلیل است که من در رشته کتابداری می خوانم!
تیتکامب در سفر شغلی من به عنوان کتابدار بسیار الهام بخش من شد. او به من یادآوری کرد که علم کتابداری فراتر از چیدمان و فهرست نویسی کتاب ها و اسناد در زیرزمین های غبارآلود است (اگرچه اینها زیاد است!). استفاده از آن علم در جوامعی است که می خواهید به آنها خدمت کنید.
این تجلی در نهایت من را به NIST هدایت کرد. به عنوان یک کتابدار در NIST، نقش اصلی من این است که به محققانمان کمک کنم تا کار خود را به در دسترسترین شکل ممکن در اختیار عموم قرار دهند. بر خلاف Titcomb، کار من شامل اسب و کالسکه نیست (من به چرخ دستی های کتاب و سوبارو خود می چسبم، متشکرم!). اما هر دوی ما اشتیاق مشترکی برای دریافت اطلاعات و دانش به افرادی که به آن نیاز دارند، داریم.
من عاشق ایده آوردن اطلاعات به مردم در جایی که هستند هستم، و این موضوع در طول زندگی حرفه ای من تا کنون بوده است و نحوه برخورد من به کتابدار بودن.
آوردن کتاب برای مردم

اعتبار:
آرشیو ایالت مریلند
مری لمیست تیتکامب تصمیم گرفت در زمانی که هیچ مدرسه آموزشی رسمی وجود نداشت و این حرفه فقط از طریق کارآموزی بدون مزد آموخته می شد، تصمیم گرفت کتابدار شود. در آن زمان این رشته نیز بسیار مردانه بود، اگرچه امروزه بیشتر کتابداران زن هستند.
تیتکامب در نهایت به عنوان فهرست نویس استخدام شد و به سمت کتابدار ارشد کتابخانه عمومی راتلند در ورمونت رفت. در اولین دهه فعالیت خود به عنوان کتابدار حرفه ای، در نمایشگاه جهانی شیکاگو در سال 1893 برای کتابدار شدن درخواست داد.
او نامه ای رد از ملویل دیویی، رئیس انجمن کتابخانه های آمریکا دریافت کرد که در آن اظهار داشت که او فقط «زنانی را می خواهد که در انجمن ملی و کار آن بسیار برجسته بوده اند و با علایق عمومی کتابخانه در سراسر کشور بسیار آشنا باشند… هر چقدر هم که کار خانم تیتکام با شما (کتابخانه ورمونت) تحسین برانگیز بوده است، او خود را در خارج از کشور معرفی نکرده است.
اگر تا به حال مجبور شده باشید کتابی را در کتابخانه پیدا کنید، ممکن است نام دیویی را بشناسید. او همنام طبقهبندی عددی کتابهای کتابخانهای است که به آن معروف است طبقه بندی اعشاری دیویی. همچنین ممکن است متوجه شوید که انتظار زنان برای «ستارههای راک» در حرفهای که مردان بر آن تسلط دارند، از اواخر قرن نوزدهم تغییر چندانی نکرده است.
Titcomb می خواست به چالش دیویی برود. او در سال 1902 زمانی که در یک کتابخانه کوچک شهرستانی در هاگرستون، مریلند – ایالت محل زندگی من و نه چندان دور از محوطه دانشگاه ما در گیترزبورگ، مریلند – استخدام شد، فرصتی پیدا کرد. تمرکز فوری تیتکام بر مفیدتر کردن کتابخانه برای جامعه بود. در آن زمان، شهرستان واشنگتن دارای یک جمعیت عمدتا کشاورزی در یک منطقه بزرگ (50000 نفر بیش از 500 مایل مربع) پخش شده است. اینگونه بود که کتابموبیل متولد شد، زیرا همانطور که Titcomb می نویسد:
«کتاب نزد آن مرد می رود. ما منتظر نمی مانیم تا مرد به سراغ کتاب بیاید. منتقدان بریتانیایی ما این را نمونه ای ملموس از عجله های دیوانه وار کتابدار آمریکایی می نامند، اما همه ما می دانیم که ممکن است مدت زیادی منتظر بمانیم تا یک کشاورز پرمشغله پنج، ده یا پانزده مایل را برای حجمی دلخواه طی کند.»
در حالی که من میخواهم استفاده او از «مرد» را به «مردم» بهروزرسانی کنم، این احساس از آوردن اطلاعات به مردم دقیقاً همان روشی است که من بهعنوان کتابدار به کار خودم میپردازم. هم برای من و هم برای مریم بیمعنی است.
Titcomb برنامهریزی کرد، مسیرها را برنامهریزی کرد و واگن را طراحی کرد. تیتکامب از سرایدار کتابخانه، جاشوا توماس، که با منطقه و جامعه آشنا بود، خواست تا هفته ای دو بار راننده و هدایت اسب های بلک بیوتی و دندی باشد. در آوریل 1905، واگن به راه افتاد و در هر اقامتگاه در طول مسیر برای معرفی “آزمایش” و ملاقات با خانواده ها توقف کرد.

اعتبار:
با حسن نیت از کتابخانه رایگان شهرستان واشنگتن/کتابخانه منطقه ای مریلند غربی
در شش ماه اول، واگن وام داده شد 1000 کتاب به ساکنان شهرستان واشنگتن این شرکت به مدت پنج سال به تحویل کتاب ادامه داد تا اینکه واگن و کتاب های آن هنگام عبور از ریل قطار از بین رفت. (خوشبختانه، توماس و اسب ها خوب بودند.)
این برنامه به قدری موفقیت آمیز بود که هیأت امنای کتابخانه هزینه یک واگن جدید.
اما این واگن نوع دیگری از اسب بخار داشت – یک موتور. اکنون، با یک کتابموبیل، آنها میتوانند به همه افراد جامعه دسترسی داشته باشند و کتابهای متنوعتری را با خود حمل کنند. کتابخانههای دیگر در ایالات متحده برنامههای کتابموبایل خود را با بسیاری (از جمله کتابخانه رایگان شهرستان واشنگتن) همچنان در حال اجرا است.
تمام این کارهایی که تیتکام در کتابخانه کوچکش انجام داده بود، توجه مردم خارج از جامعه را به خود جلب کرد. حتی خود دیویی برایش کارت پستال فرستاد گفت: “من به شما به خاطر کار فوق العاده ای که انجام می دهید تبریک می گویم و به مریلند بسیار تبریک می گویم که شما را برای آن تضمین کرده است.”
من حدس میزنم که تیتکامب خودش را به دیویی ثابت کرده بود، زیرا او برای خدمت انتخاب شد. معاون دوم انجمن کتابخانه آمریکا در سال 1914. او یکی از اولین ها را شروع کرد برنامه های رسمی آموزش کتابدار در سال 1924
تجربه او در ایجاد اولین واگن کتاب در نوشتن انجمن کتابخانه آمریکا در سال 1929 استفاده شد مشخصات خودروهای کتابی. این مشخصات شامل همه چیزهایی بود که یک کتابخانه برای شروع برنامه کتابموبایل خود به آن نیاز دارد – تا رنگ و حروف. ما استانداردی را در اینجا در NIST دوست داریم، به ویژه استانداردی که شامل ارائه کتاب به مردم است!
علم رساندن اطلاعات به مردم از زمانی که مری تیتکامب کتابها را با اسب و کالسکه به همه در اطراف هاگرستون، مریلند تحویل داد، بسیار تغییر کرده است. اما تعهد به در دسترس قرار دادن اطلاعات برای همه یکسان است و داستان مری به من کمک کرد تا علم کتابداری را به شغل خود تبدیل کنم.
جاده پر پیچ و خم به سوی علم کتابداری
مسیر من به سمت علم کتابداری احتمالاً به اندازه یکی از مسیرهایی که تیتکام برای اولین واگن کتابش در نظر گرفته بود، پیچیده و پر پیچ و خم بود.
بعد از گرفتن مدرک لیسانس در زبان انگلیسی و تئاتر، متوجه شدم که چه کار کنم. بنابراین، من به AmeriCorps پیوستم و در مین در موزه و تئاتر کودکان قرار گرفتم. یکی از پروژههای من در دورهام دیجیتالی کردن و سازماندهی عکسهای قدیمی برای این تئاتر بود که از دهه 1920 وجود داشت.
همه این مصنوعات شگفت انگیز برای چندین دهه در یک وان پلاستیکی محبوس شده بودند. اکنون، من توانستم آنها را به صورت آنلاین قرار دهم و آنها را تحقیق و سازماندهی کنم، بنابراین پیدا کردن آنها آسان تر است. یادم می آید که فکر می کردم آیا می توانم این کار را به صورت حرفه ای انجام دهم. من کمی تحقیق کردم و یک برنامه کارشناسی ارشد در رشته علوم کتابداری و آرشیو در زادگاهم پیدا کردم.
من مسیر پر پیچ و خم دیگری را در پیش گرفتم تا تصمیم بگیرم چه نوع کتابداری می خواهم باشم، که باعث شد در NIST کارآموزی کنم. بخش مورد علاقه من در مورد کارم در NIST این بود همه چیز در بود دامنه عمومی. من نباید نگران حق چاپ یا مجوزها باشم. هدف اصلی این بود که اطلاعات در قالبی قابل استفاده در اختیار عموم قرار گیرد.
من برای به دست آوردن یک موقعیت کتابدار تمام وقت در اینجا به عنوان کتابدار خدمات انتشارات هیجان زده بودم. در حال حاضر، من بر کمک به محققان خود تمرکز می کنم تا کار خود را منتشر کنند و آن را در دسترس عموم قرار دهند. به الگویی در اینجا توجه کرده اید؟
ما در NIST انتشارات زیادی تولید می کنیم که نتایج تحقیقات ما را نشان می دهد، مانند بهترین شیوه های امنیت سایبری یا راهنماهایی برای کمک به جوامع برای آماده شدن برای فاجعه. اگر آن را در دسترس، در دسترس و قابل کشف قرار ندهیم، این تحقیق به نفع مردم نخواهد بود. اگر تحقیق روی یک صفحه وب ثابت باشد و کسی به آن نگاه نکند، به هیچ کس کمکی نخواهد کرد.
به همین دلیل، در کتابخانه و موزه تحقیقاتی NIST، هدف ما این است که مطمئن شویم کار محققان NIST برای عموم و در نشریات مناسبی که مردم می توانند آن را پیدا کنند – به ویژه سایر محققانی که ممکن است بر اساس کار ما کار کنند، قابل دسترسی است.
همچنین برای ما به عنوان یک کتابخانه دولتی مهم است زیرا تمام تحقیقات ما از بودجه عمومی تامین می شود و ما همه آن را پس از یک تحریم خاص در دسترس عموم قرار می دهیم.
خیلی زیاد دانشمندان بزرگ کتابخانه در NIST کار در زمینه های مختلف مانند علم آرشیو، علم داده و موارد دیگر. تمام این کارها برای تقویت و حمایت از کار کلی NIST در علم اندازه گیری، استانداردها و فناوری انجام می شود.
بیشتر مردم کتابداران را دانشمند نمی دانند. اما علم کتابداری در واقع یک علم است! همچنین از زمانی که دیویی و سایر مردان تصمیماتی در مورد این حرفه گرفتند، راه طولانی را پیموده است. نه تنها علم کتابداری از طبقهبندی کتابها به طبقهبندی همه منابع اطلاعاتی حرکت کرده است، بلکه زنان بیشتر در پستهای رهبری دیده میشوند. کارلا دی. هایدن، کتابدار فعلی کنگره، نمونه کاملی از کتابداری است که به رشد این حرفه کمک کرده و تأثیری بر نحوه نگاه به علم کتابداری در قرن بیست و یکم گذاشته است.
علم کاربردی اطلاعات – سرپرستی، سازماندهی، دسترسی، حفظ و مقررات – همگی علمی است که از تحقیقاتی که ما در اینجا در NIST انجام می دهیم پشتیبانی می کند.
دسترسی به اطلاعات پیچیده است، اما این هدف است
مانند مری تیتکام، من همیشه به این فکر می کنم که چگونه اطلاعات را در دسترس تر کنم.
برای انتشارات NIST، این به معنای حرکت فراتر از اسناد PDF به قالبهای قابل دسترس و مبتنی بر وب است. در دسترس قرار دادن اسناد PDF برای افراد دارای معلولیت می تواند چالش برانگیز باشد. ما داده های خود را به آن منتقل کرده ایم فرمت های مبتنی بر وب برای اینکه انتشارات ما همچنان همه کار ما را برای همه قابل استفاده تر کنند.
من قبلاً روی راهنمایی برای استفاده از زبان فراگیر در انتشاراتمان کار کرده ام. اما برای فراگیر بودن، انتشارات ما باید به صورت دیجیتالی قابل دسترسی باشند – همانطور که به عنوان داده های ما قابل دسترسی است. این نه تنها به نفع کاربرانی است که برای اطلاعات الکترونیکی به فناوری های کمکی متکی هستند، بلکه به محققان ما امکان می دهد تا به طور سیستماتیک تری بنویسند، به نشریات دسترسی داشته باشند و از آنها استفاده مجدد کنند.
در طول ماه تاریخ زنان و در تمام طول سال به کار برای بازتر و در دسترستر کردن تحقیقات NIST – با الهامبخش مری تیتکامب – ادامه خواهم داد.
کتاب نقل شده: گلن، شارلی مولینز (2018). کتابخانه روی چرخ: مری لمیست تیتکام و اولین کتابموبیل آمریکا. نیویورک: کتاب های آبرامز برای خوانندگان جوان. ISBN 9781683352921. OCLC 1030992512.
Source link
