زبان برنامه نویسی به نام مونتی پایتون در NIST تکامل یافت - آزمایشگاه کالیبراسیون سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران

زبان برنامه نویسی به نام مونتی پایتون در NIST تکامل یافت

folder_openتازه ترین ها

Guido van Rossum با یک تی شرت قدیمی که روی آن نوشته شده است: Guido van Rossum's Python Tour ژست می گیرد.

خالق پایتون، Guido van Rossum، در سال 1994 در طی یک دوره کوتاه در NIST روی زبان برنامه نویسی کار کرد.

اعتبار:

جی. ون روسوم

وب‌سایتی که دوست دارید، با گرافیک‌ها و ویژگی‌های تعاملی‌اش، متکی به کد پشتیبان تخصصی است و ممکن است به زبان برنامه‌نویسی به نام پایتون نوشته شده باشد. پایتون رایگان و منبع باز است، به این معنی که جامعه کاربران در تولید آن همکاری می کنند و به تبدیل آن به یکی از محبوب ترین زبان های برنامه نویسی در جهان کمک می کند. برای الف استفاده می شود طیف گسترده ای از وظایفمانند تجزیه و تحلیل داده ها، توسعه نرم افزار و هوش مصنوعی.

اما آیا می دانستید که NIST ارتباط خاصی با پایتون دارد؟ در سال 1994، Guido van Rossum، برنامه نویس هلندی و خالق پایتون، چند ماه را به عنوان محقق مهمان در پردیس NIST در Gaithersburg، مریلند گذراند. زمانی که ون روسوم در NIST بود، به توسعه پایتون ادامه داد و همچنین در تحقیقات NIST، از جمله کمک به سازماندهی اولین کنفرانس پایتون، مشارکت داشت.

اگرچه زمان او در NIST کوتاه بود، اما او با کارفرمای آینده خود، CNRI، در کارگاه پایتون ملاقات کرد. آن جلسه آینده زبان برنامه نویسی را تغییر داد.

ون راسوم پنج سال بعد را در CNRI گذراند، جایی که تمام وقت روی پایتون کار کرد و نسخه‌های اصلی زبان برنامه‌نویسی را منتشر کرد و به رشد جامعه پایتون کمک کرد. ون روسوم، قهرمان نرم افزار منبع باز، پایتون نام گرفت “دیکتاتور خیرخواه برای زندگی” (BDFL)عنوان طنزی که اکنون اغلب برای اشاره به رهبران نرم افزار منبع باز که اختلافات درون جامعه کاربران را حل می کنند استفاده می شود. او در سال 2018 از این نقش کناره‌گیری کرد اما همچنان کد می‌نویسد.

Taking Measure با ون روسوم صحبت کرد تا در مورد زبان برنامه نویسی، کارهایی که در اوقات فراغت خود انجام می دهد و دوره کوتاهش در NIST بیشتر بیاموزد.

پایتون برگرفته از نام سریال کمدی بریتانیایی است سیرک پرواز مونتی پایتون. طرح مورد علاقه شما چیست؟

هر بار تغییر می‌کند، اما اخیراً آهنگ “آهنگ چوب‌دار” را زیاد زمزمه می‌کنم. یکی دیگر از موارد خوب «وزارت پیاده‌روی‌های احمقانه» است، زیرا من خودم یک پیاده‌روی احمقانه بسیار خوب انجام می‌دهم، اما دیگر آن‌قدرها لاغر نیستم. و البته، شما هرگز نمی توانید با طرح “طوطی مرده” اشتباه کنید.

چگونه با زبان های برنامه نویسی شروع کردید؟

من اولین بار وقتی بچه بودم، حدود 10 ساله بودم، وارد الکترونیک شدم. والدینم یک کیت الکترونیکی بسیار ابتدایی برای بچه ها به من دادند. این در دهه 1960 بود و از قطعات الکترونیکی مختلف، از ترانزیستور گرفته تا بلندگو، تشکیل شده بود.

وقتی 18 سالم بود رفتم المپیاد بین المللی ریاضی و با مرد هلندی دیگری ملاقات کردم که به من گفت کامپیوتر دیده و بسیار هیجان زده است. به یاد دارم که احساس خجالت می‌کردم، زیرا قبلاً چنین چیزی را ندیده بودم.

پس از آن تابستان، برای تحصیل در رشته ریاضی به دانشگاه آمستردام رفتم. معلوم شد که در زیرزمین ساختمان ریاضی یک کامپیوتر بزرگ وجود دارد و دانش‌آموزان اگر علاقه‌مند به یادگیری برنامه‌نویسی باشند، می‌توانند دسترسی محدودی به آن داشته باشند. یادم می آید که خیلی مشتاق بودم یاد بگیرم با آن قطعه سخت افزاری چه کاری می توانید انجام دهید.

بنابراین، به کتابخانه رفتم و راهنمای زبان ALGOL 60 را دریافت کردم. در آن نقطه در آمستردام، ALGOL 60 محبوب ترین زبان برنامه نویسی بود. من به خودم یاد دادم که چگونه به آن زبان با کمک چند دانش آموز دیگر و راهنمای مرجع کدنویسی کنم.

بعد زبان برنامه نویسی پاسکال را یاد گرفتم که برای من خیلی خوب بود. آنجا بود که خلاقیت من برانگیخت.

سال اول ریاضی در دانشگاه آسان بود، بنابراین وقت آزاد زیادی برای کشف کامپیوتر داشتم. سپس، سال دوم ریاضی بسیار سخت تر شد. آماده ترک تحصیل بودم تا اینکه متوجه شدم می توانم در کلاس های علوم کامپیوتر نیز شرکت کنم. بنابراین، من شروع به شرکت در برخی از آنها علاوه بر کلاس های ریاضی اجباری کردم. در سال سوم، من یک برنامه نویس بسیار پرکار پاسکال بودم و برنامه های کاربردی سیستمی را می نوشتم که توسط دانشجویان دیگر استفاده می شد، از جمله ابزاری برای سهولت اشتراک گذاری فایل ها.

چه چیزی باعث موفقیت پایتون شد؟

رابرت کان رئیس CNRI بود. او دوست داشت پروژه هایی را که فکر می کرد در اینترنت تأثیرگذار یا مفید می شوند انتخاب کند و راه هایی برای حمایت مالی از آنها بیابد. من پنج سال در آنجا کار کردم و پایتون را به طور کامل توسعه دادم. اما ما در نهایت به منبع باز تقسیم شدیم.

در آن زمان، 10 سال از توسعه پایتون گذشته بود و بسیاری از کاربران پایتون در مورد استفاده از زبان برنامه نویسی به روش منبع باز بسیار هیجان زده بودند. آنها می‌توانستند از پایتون برای انواع پروژه‌ها استفاده کنند، که منجر به گسترش آن در بسیاری از زمینه‌ها و برنامه‌ها شد. با یک مدل مجوز سخت‌گیرانه‌تر که منبع باز نبود، هیچ‌یک از آن‌ها اتفاق نمی‌افتاد. پایتون تازه می مرد.

تقریباً همه در دنیای کدنویسی از پایتون استفاده می کنند. آیا انتظار آن محبوبیت را داشتید یا اینکه اینقدر محبوب شد تعجب آور بود؟

هر بار که پایتون رشد می کرد، یکی باید به من اشاره می کرد. گفتم: «چی؟!» من داستان صحبت کردن با تیم اوریلی (نویسنده و ناشر چندین کتاب فناوری) را در یکی از کنفرانس های پایتون به یاد می آورم، و او از من پرسید: “آیا هیچ ایده ای در مورد حجم کاربران پایتون دارید؟” و من گفتم: “من هیچ نظری ندارم، فقط در حال رشد است.” او گفت: “خب، من اعداد سختی دارم، زیرا از تعداد کتاب های پایتون می دانم که می فروشم.”

چرا به NIST آمدید؟

من در مورد هر چیزی در ایالات متحده بسیار هیجان زده بودم. در اواسط دهه 1980 در آمستردام کمی احساس ناراحتی کردم. دلیلش این است که به نظر نمی رسید کار هیجان انگیزی در آنجا با انواع کامپیوترهایی که به آنها علاقه داشتم وجود داشته باشد.

و بسیاری از افرادی که در سیستم عامل ها کار می کنند باید با کاربران و سازندگان بزرگ کامپیوتر مانند مایکروسافت کار کنند. بنابراین، من مشتاق بودم که آن را با رفتن به ایالات متحده امتحان کنم. تعدادی از کارکنان NIST علاقه مند به یادگیری بیشتر در مورد Python بودند و از من دعوت کردند که به عنوان یک محقق مهمان به آن بپیوندم. من حدود سه ماه را در NIST گذراندم و در محوطه دانشگاه کار کردم. به یاد دارم که ملاقات با افراد دیگری که به پایتون علاقه مند بودند – یا کاربران متخصص – مانند من بسیار عالی بود، و اولین کارگاه پایتون در NIST برگزار شد.

و البته آمدن به NIST مستقیماً به اولین کار برنامه نویسی من در CNRI منجر شد.

اولین کارگاه پایتون چگونه شروع شد؟

مایکل مک‌لی و کن منهایمر (NISTers در آن زمان) ایده راه‌اندازی اولین کارگاه پایتون را داشتند. من بلافاصله با این ایده آشنا شدم و خوشحال بودم که با دعوت کردن یا انتخاب سخنرانان کمک کنم. ما کارگاه را عمدتاً از طریق گروه Usenet – یک تابلوی اعلانات مبتنی بر یونیکس – سازماندهی کردیم. آنجا بود که ما افراد مختلفی را پیدا کردیم که خلاقیت، علاقه یا فعالیت در گروه از خود نشان دادند و می خواستند داوطلب شوند یا سخنرانی کنند. شاید حدود 25 نفر بودیم.

وقتی تمام شد، همه خیلی خوشحال بودند که این ملاقات حضوری را داشتیم، جایی که به اجماع رسیدیم که دوباره آن را انجام دهیم. بنابراین، سوال بعدی این بود که به چه شکل و چه کسی قرار است آن را سازماندهی کند. کارگاه پایتون در آمریکا اکنون PyCon US نامیده می شود و هر سال بهار برگزار می شود. همیشه قبل از حرکت دو بار در یک مکان نگه داشته می شود. امروزه به طور متوسط ​​حدود 3000 شرکت کننده وجود دارد که 100 برابر بیشتر از کنفرانس اول است.

آیا هنوز تی شرت کارگاه پایتون NIST خود را دارید؟

من انجام می دهم. من دیگر آن را نمی پوشم، اما یک قفسه با یک دوجین تی شرت پایتون بسیار گرانبها و قدیمی دارم، و این یکی از آنهاست. من آن را در پنج یا شاید 10 سال اول پس از دریافت آن بسیار پوشیدم، بنابراین بسیار استفاده شده به نظر می رسد.

مجموعه‌ای از تی‌شرت‌های قدیمی برنامه‌نویسی کامپیوتری به صورت تا شده روی زمین نمایش داده می‌شود.

خالق پایتون Guido van Rossum هنوز مجموعه تی شرت های خود را از کارگاه های پایتون در دهه 1990 دارد.

اعتبار:

جی. ون روسوم

آینده پایتون چیست؟ آیا محدودیتی برای رشد آن وجود دارد؟

به حد مجاز نرسیده است. من دیگر BDFL نیستم، فقط یک رهبر بازنشسته هستم. من در مورد بعدی خیلی کم حرف دارم. اما تیم توسعه‌دهنده اصلی که از زمان بازنشستگی من مسئولیت را بر عهده گرفته‌اند، خلاقیت فراوان و نگرش بسیار خوبی نسبت به مدیریت زبان نشان داده‌اند.

من فکر می کنم وسعت تکامل تغییر چندانی نخواهد کرد زیرا کاربران نمی خواهند بیش از یک بار در سال به به روز رسانی عادت کنند.

آیا شما سرگرمی دارید؟

من هیچ سرگرمی سنتی مانند نجاری یا ساختن ماندولین ندارم. اما من همیشه برای دوچرخه سواری در اطراف جایی که در ساحل زندگی می کنم بیرون می روم. درست در جنوب سانفرانسیسکو است و سوار شدن به اینجا و پیاده روی نیز زیباست. من دوست دارم در طبیعت باشم.

من همچنین از تماشای پرندگان محلی با دوربین دوچشمی خود لذت می برم، اما تماشای پرندگان بزرگتر را ترجیح می دهم زیرا شناسایی پرندگان کوچکتر بسیار سخت است. و البته، من از تماشای برنامه‌ها در نتفلیکس و کانال‌های دیگر لذت می‌برم، اما از نظر سرگرمی واقعاً چیز خاصی نیست.

می ترسم وقتی واقعاً بازنشسته شوم، احتمالاً به هر حال به کدنویسی ادامه دهم، زیرا اینگونه است که انگیزه فکری خود را دریافت می کنم.

آخرین فکر؟

NIST قطعاً یکی از آن پروانه‌هایی بود که بال‌هایش را تکان داد و مسیر حرفه‌ای من را تغییر داد. اگر مک‌لی من را به آن کارگاه و فرصت در NIST دعوت نمی‌کرد، هرگز با افراد CNRI ملاقات نمی‌کردم. آنها هرگز به فکر استخدام من برای کار تمام وقت در پایتون نبودند.

من هنوز در حال رشد بودم، اما همه چیز کاملاً متفاوت پیش می رفت.

بنابراین، این واقعیت که NIST آنجا بود و با آن نقش پژوهشگر مهمان و کارگاه بسیار سخاوتمند بود، یک نقطه عطف مهم بود.


Source link

Tags: , , , , , , , , , ,

Related Posts

فهرست
Translate »