
رامی گلدرات ، که ارائه اصلی سخنرانی در برنامه عالی عملکرد Baldrige ، گفت: “هر سازمان فرصت های بی شماری برای بهبود دارد ، اما فقط چند نکته – آنچه ما آن را محدودیت یا تنگنا می نامیم – سرعت و عملکرد کل سیستم را از بین می برد.” کنفرانس 36th For Excellence® هفته گذشته وی ادامه داد: “وقتی این نقاط را شناسایی می کنیم و جریان صاف را از طریق آنها فعال می کنیم.”
گلدرات به سازمانها کمک می کند تا از طریق اجرای تئوری محدودیت ها (TOC) به چنین دستاوردهایی دست یابند. هدفبشر رامی سپس برنامه های TOC را برای فروش و بازاریابی تهیه کرد.
رامی گلدرات توضیح داد: “در قلب خود ، TOC در مورد تمرکز است – به ویژه ، چگونه می توان توجه مدیریت محدود را در معدود مناطق موجود در سیستمی متمرکز کرد که بیشترین تأثیر را داشته باشد.”
وی در طول ارائه خود ، آخرین پیشرفت های خود را از کار خود در زمینه اجرای TOC در صنایع متنوع به اشتراک گذاشت. وی گفت ، این پیشرفت ها شامل “مطالعات موردی و تمرینات دستی است که ما از طریق برنامه های آموزش و مشاوره خود توسعه داده ایم.” وی افزود: هدف وی این بود که به شرکت کنندگان کنفرانس “بینش های عملی و ابزارهای عملی برای کمک به تیم های آنها) کمک کند تا با کمتری – کمتری دست یابند.”
گلدرات گفت: “این ایده ها عمیقاً مکمل مأموریت برنامه عالی عملکرد Baldrige از عملکرد عالی هستند.”
در زیر سوالات و پاسخ هایی از مبادله اخیر من با گلدرات وجود دارد که در آن او بینش بیشتری در مورد کار خود ارائه داد.
چه تجربیاتی به شما الهام بخشید تا پیاده سازی های TOC را برای فروش و بازاریابی توسعه دهید؟
هنگامی که TOC برای اولین بار معرفی شد ، موفقیت های اولیه آن از دنیای تولید حاصل شد. اما با گذشت زمان ، ما فهمیدیم که همان منطق اساسی در مورد هر سیستم اعمال می شود – از جمله مواردی که محدودیت دستگاه یا یک مرکز کار نیست ، بلکه توجه مدیریت ، ظرفیت فروش یا تقاضای بازار است.
نقطه عطف برای من هنگام کار با شرکت هایی که عملیات کلاس جهانی داشتند اما هنوز در تلاش برای رشد بودند ، پیش آمد. مشخص شد که فروش و بازاریابی غالباً فاقد یک فرآیند روشن و متمرکز برای تولید جریان قابل اعتماد – منجر به معاملات ، معاملات ، ارزش هستند. در عوض ، سیل فعالیت ها و پیام رسانی وجود داشت ، اما اهرم بسیار کمی بود. در پایان ، بدون رشد در فروش ، پیشرفت های عملیاتی سخت نمی تواند پایدار باشد. آنها به سادگی فرو ریختند.
این زمانی است که ما شروع به توسعه برنامه های مبتنی بر TOC برای تیم های فروش و بازاریابی کردیم-FrameWorks برای شناسایی محدودیت های واقعی طرف مشتری (برای تهیه گزاره های ارزش قانع کننده) و در خود عملیات فروش (برای ساده سازی روند فروش و ایجاد جریان قابل اعتماد). این رویکردها نتایج قابل توجهی را در هر دو محیط تجارت به تجارت (B2B) و تجارت به مشتری (B2C) ارائه می دهند و از آن زمان به بخشی اساسی از ابزار گسترده TOC تبدیل شده اند.
آیا می توانید در مورد چگونگی تأثیر استاندارد سازی در سازمان ها بر جریان صحبت کنید؟
در سراسر صنایع ، ما به طور مداوم موانع مکرر را مشاهده می کنیم که جریان را مسدود می کند – مبهم هایی که رهبران آن را می شناسند اما اغلب از نظر تأثیر کامل آنها دست کم می گیرند. نکته اصلی من چندین مورد از این “مسدود کننده های جریان” را که ما بارها و بارها در هر دو سازمان کوچک و بزرگ دیده ایم ، برجسته کرد.
اجازه دهید من بر روی یک مانع بسیار رایج برای جریان گسترش دهم: استاندارد سازیبشر با رشد سازمانها ، تلاش برای استاندارد سازی طبیعی است. استاندارد سازی امکان تکرار ، کنترل کیفیت و مقیاس پذیری را فراهم می کند. اما در محیط هایی مانند فناوری اطلاعات ، تحقیق و توسعه ، مهندسی و خدمات ، بسیار چالش برانگیز است. در این تنظیمات ، کار ذاتاً غیر استاندارد است. همین کار را می توان از بسیاری جهات انجام داد – و اغلب ، برای اولین بار انجام می شود. به همین دلیل ما به شدت به خود متکی هستیم متخصص– با تجربه و قضاوت برای رسیدگی به تنوع.
انتظار می رود این معدود کارشناسان دیگران را آموزش دهند ، مشکلات را حل کنند ، روشهای عملیاتی استاندارد (SOP) را بنویسند و پیچیدگی را مدیریت کنند. اما با افزایش تقاضا ، آنها غرق می شوند. صف کار منتظر توجه آنها به صورت نمایی افزایش می یابد. سرانجام ، سیستم نمی تواند صبر کند. تحت فشار ، کارکنان با تجربه کمتر مجبور می شوند بدون راهنمایی کافی وظایف خود را انجام دهند. اشتباهات دنبال می شوند. شمع های دوباره و چه کسی باید قدم بردارد تا آن را برطرف کند؟ همین متخصصان – حتی بیش از حد بار دیگر. یک چرخه شرور پدیدار می شود. به جای ایجاد جریان ، سیستم به یک بازی Whack-A-Mole تبدیل می شود.
بنابراین چگونه سازمان ها می توانند آن چرخه را بشکنند؟
ما نمی توانیم به سادگی استاندارد سازی را در محیط هایی که کار در آن مقاومت می کند تحمیل کنیم. پاسخ نهفته است مقیاس کردن کارشناسان– نه از طریق SOP های بیشتر ، بلکه با استفاده بهتر از زمان و قضاوت خود برای تهیه و نظارت بر دیگران ، و ایجاد سیستمهایی که یادگیری سریع را فراهم می کند.
در ارائه من ، من تأکید کردم که چگونه می توانم این چرخه را بشکنم (با استاندارد سازی در مقیاس) زیرا از جمله رایج ترین در صنایع و محیط ها است. در اینجا نمونه های بیشتری از راه های پرداختن به مسدود کننده های جریان آورده شده است:
- چند وظیفه ای بد را کاهش دهید.
- وظایف بزرگ و کوچک را جدا کنید.
- پروژه های تریاژ.
- دوز کار را افزایش دهید.
- همگام سازی منابع و فعالیت ها.
- جمع آوری و مدیریت بافرهای زمان.
- منابع استخر.
خوانندگان: چیست شما تنگناهای سازمان؟ آیا در نظر گرفته اید که چگونه چارچوب عالی Baldrige® و TOC یا سایر ابزارهای مکمل می توانند به شما در غلبه بر آنها کمک کنند؟
چارچوب جدید موجود: پاییز 2025

Source link
