
اعتبار:
NIST
در 23 مارس 1916، مقامات و شهروندان در واشنگتن دی سی گرد آمدند تا عصر جدیدی را در توانایی اندازه گیری کشور جشن بگیرند.
وزیر بازرگانی ویلیام سی. ردفیلد جای خود را برای جشن آغاز ساخت آزمایشگاه شیمی NIST (در آن زمان به عنوان دفتر ملی استانداردها) جشن گرفت و گفت که این گسترش به خدماتی حیاتی اضافه می کند که “هر روز بیشتر و بیشتر سایه های تاریکی را که دانش کنونی ما را محدود می کند به عقب می اندازد.”
ردفیلد سپس به ایجاد سنگ بنای عظیم یک تنی کمک کرد که نشان دهنده تعهد دولت فدرال به حمایت از نوآوری آمریکایی است.
ساموئل دبلیو استراتون، مدیر ساموئل دبلیو استراتون، به دنبال منشی، نسب مؤسسه را از شکلگیری آن در سال 1901 از دفتر وزنها و معیارها تا تبدیل شدن به ستون وزارت بازرگانی 15 سال بعد دنبال کرد.
برای پر کردن شکاف بین حال و آینده جانشینانشان، شیمیدان ارشد ویلیام اف. هیلبراند و شرکت شیمیدانش یک جعبه مسی مهر و موم شده را در داخل سنگ قرار دادند.

اعتبار:
آرشیو دیجیتال NIST (NDA)
درون کپسول زمان صرفاً مجموعهای از یادگاریها نبود، بلکه یک آرشیو با دقت کالیبرهشده از قابلیتهای شیمیایی آژانس، از جمله فهرستی از کارکنان، نقشههای ساختاری و حلقهای از فیلم متحرک مراسم افتتاحیه در سال 1915 بود. مهمتر از همه، جعبه حاوی شش مورد اولیه بود مواد مرجع استاندارد (SRMs) – از جمله فولاد بسمر، ورق برنج و اگزالات سدیم – برای گواهی بر کیفیت کار شیمیدانان. آنها همیشه دقیق بودند، آنها حتی بطری های آهک زنده را برای حفظ یک محیط خشک اضافه کردند تا رطوبت پیام آنها را به آینده از بین نبرد.
کشف شده و تقریباً گم شده است
علیرغم اقدامات احتیاطی آنها، این پیام زمانی که پردیس اصلی در دهه 1980 تخریب شد، سالها پس از انتقال مقر NIST به Gaithersburg، مریلند، به طور نامطمئنی نزدیک بود از بین برود. در حین تخریب، یک راننده بولدوزر قوطی مسی را از زیر آوار بیرون آورد. در حالی که کسی در اطرافش نبود که آن را ادعا کند، آن را به خانه برد، در زیرزمین خود پنهان کرد و بلافاصله آن را فراموش کرد.
چند سال بعد، کنجکاوی راننده بولدوزر دوباره بیدار شد و او جعبه را با مشعل باز کرد. او بطری ها و اسناد غیر جالبی را پیدا کرد. با وجود اینکه هیچ چیز با ارزشی برای او در آن وجود نداشت، مرد جعبه را به جایش در انبارش برگرداند، جایی که منتظر نشسته بود.

اعتبار:
موزه NIST/سارا ریوز
سرانجام، مشیت مداخله کرد. وجود جعبه از طریق یک مکالمه تصادفی که دان جانسون، مدیر وقت خدمات فناوری در NIST، با یکی از اعضای کلیسای خود در کلیسای خود در سال 1992 داشت، آشکار شد. اگرچه جانسون قبل از اینکه بتواند تحقیق کند، NIST را ترک کرد، او رهبری را به بری آی. دایموندستون، معاون مدیر آزمایشگاه علوم و فناوری شیمیایی سپرد.
دیاموندستون جستجوی جامعی را آغاز کرد و دنبالهای طولانی از تماسها را پیمایش کرد تا اینکه سرانجام در اوایل سال 1994 راننده بولدوزر را پیدا کرد. پس از فهمیدن اینکه NIST فقط به اهمیت تاریخی جعبه علاقهمند است، نه شرایط ناپدید شدن آن، مرد دایماستون را به خانهاش دعوت کرد تا قفسه سینهای که مدتهاست از دست رفته بود را بازیابی کند.
آنچه باقی می ماند
در حالی که بهبودی دلیلی برای جشن بود، اما با از دست دادن رنگ آمیزی داشت. حرارت مشعل مورد استفاده برای باز کردن کپسول چندین مورد را سوزانده بود. چندین کانتینر SRM شکسته و محتویات آنها پراکنده شده است. متأسفانه، حلقه فیلم پس از آنکه کارگری که آن را پیدا کرد، آن را به یکی از دوستانش داد تا به نوار ویدیویی منتقل شود، ناپدید شد.
با این حال، هسته موشک زنده ماند. امروزه فهرستهای بازیابی شده، عکسها و نمونههای باقیمانده فولاد و برنج بسمر در کتابخانه و موزه تحقیقاتی NIST. در آنجا، آنها به عنوان گواهی بر کاری هستند که NIST در طول 125 سال گذشته انجام داده است تا تاریکی را که دانش ما را محدود می کند، به عقب براند.
Source link
